ناتمام شد سربرگ این دفتر

خرید بک لینک

چی بگم؟

باز موندم که به کی بگم

وقتی حسی نمونده واسه حرفیدن

وقتی خسته میشی از بیهوده دویدن

وقتی صدای هق هقت شنیده نمیشه اصلا هم

وقتی میخوای که جز مرگ نداشته باشی حقی

وقتی میخوای تو خیابونی ول بگردی و بخندی

وقتی حست میشه که یک لحظه تموم شی

از این حال و هوای از این همه تکرار هستی بگریزی

تازگی داره آره آره ....روزایی که نداشتی

روزایی که جز غم چیزی تو مخت نکاشتی

تازگی داره آره آره ....اون همه حرف های تکراری

اون ریتم های گیتار و آهنگ های دهه هفتادی

آره آره تموم میشه یه روز .....

میفهمی و فهمیده میشی به زودی زود

تازه داره میاد روزایی که میخواستی

همون روزایی که آرزوشو داشتی

تازه به تازگی میبینن عشقتم میره

میره آره بایه اشوه تن میده

همون لحظه یه تاخیر داری واسه مرگت

واسه تموم لحظه هایی که بودی دلتنگش

آره این تازه آخر داستانت نمیشه

مردی که هعی میخواد بجنگه خسته تر میشه

شاید بدونی و نخواهی که بدانی

شاید دلتنگش بشی و خود ندانی

شاید بجنگی و بجنگی وبجنگی

روزایی رو که نداشتی سر کنی تو منگی

آخرت میبازی و سر مینهی ز خاکش

آخر تو هم میری و چشم میپوشانی ز راهش

آخرت سهم تو از دنیا تنهایی بود

آخرت من و تو ما همش پوچ بود


(هعی کریزی عجب شعری)

زندگی از دم سیاه...

ما را در سایت زندگی از دم سیاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 9:11

صفحه بندی