فراموش کردنت برام خیلی خیلی سخته
برام مرگه
خودت خوب میدونی چی میگم
ولی دیشب تصمیم گرفتم فراموشت کنم
آخه خیلی وقته ک نیستی
ببین یه سال و دوماه گذشته
ولی حتی یه نامه
حتی یه اس خالی
نه زهرا نه
هیچی ازت نداشتم
تو این مدت هیچی نداشتم
تو گذاشتی و رفتی و حتی پشت سرتم نگا نکردی
حتی خدافظی هم نکردی
........................................................
شب خوابیدم بازم کابوس داشتم
بازم کابوس تو
داشتم تو خیابونا راه میرفتم ک یهویی تورو دیدم
اومدم سراغت داشتی میخندیدی حالت خوب بود
مثل من داغون نبودی
معلوم بود فراموشم کرده بودی
معلوم بود از اول اصلا هیچ دیوونه ای تو زندگیت نبود
معلوم بود داشتی به یه پسر دگ فکر میکردی
معلوم بود داشتی قرار میذاشتی
گفتم اینجوری نمیشه اومدم جلو
تا منو دیدی خشکت زد
گفتم سلام جوابمو دادی
گفتم خوبی گفتی هعی بدک نیستم شکر
دیدم نه اصلا منی تو وجودت باقی نمونده
گفتم چرا اینکارو باهام کردی؟
گفتی ببخش چاره ای نبود
گفتی مجبور بودی اینجوری باشی
برگشتی گفتی بازم میتونی باهام باشی
داشتیم باهم قدم میزدیم حرف میزدیم
معلوم بودا اصلا دلت پیشم نبود
یه جای دگ بودی
یهویی یه چیزی شد
من برگشتم عقبمو نگا کنم
تا برگشتم سمت تو دیدم نیستی
رفته بودی عزیز
رفته بودی
از حال امروزم هیچی نمیدونم
خودمو نمیدونم
دنیامو نمیدونم
هیچی نمیفهمم
درکی از این زندگی ندارم
درکی از عشقمون ندارم
درکی از این همه بی قراری و این همه بدبختی ندارم
درکی از رفتنت و خیانتت ندارم
درکی از این وجود خالی ندارم
درکی از سرنوشت و برنامه هام ندارم
درکی از سکس و عشق ندارم
هیچی ندارم
بعضی وقتا فک میکنم که یه روزی من تموم میشم
یه روزی واقعا دیونه میشم
یه روزی واقعا باید برم تیمارستان
دگ هیچی برام جالب نیست
هیچی
من
مردم
زندگی از دم سیاه...
ما را در سایت زندگی از دم سیاه دنبال میکنید
برچسب: من و دنیام,منو ببر به دنیامو,وبلاگ من و دنیام, نویسنده: بازدید: 44